تبليغاتX
عشق خدایی

عشق خدایی l عشق خدایی

همه چی خوب بود

سلام بعد ماه ها

یروزی امدم پست بذارم که اصلا امیدی ندارم اصلا حوصله ندارم ولی دوسش دارم .اون اولین عشقم بود نباید این کارو بکنه میدونید اخه علیرضا خیلی دوسش داره عاشقشه اصلا دیوونه شدم به خدا بیخبال اونیکه باید بدونه میدونه و اون خودشه

تاریخ

دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:9:24

سلامی بعد ار مدت ها

سلام به علیهی خودم

امشب که دارم مینوسین فکر کنم بیشتر از ۱ ماهیه که چیزی ننوشتم

همین جوری خواستم بیام اینجا یه چیزی بنویسم فردا اولین امتحان میان ترمته و اولیش هم آناتومیه خیلی زحمت کشیدی براش امیدوارم که عالی بدیش و ایمان دارم که این جوریه و میدونم خدا هم به خاطر قلب پاک و مهربونت کمکت میکنه

منم بازم برات دعا میکنم

یه دنیا جات خالیه

 

تاریخ

یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:0:2

خدا سلامم

سلام خدا جونم

خدا چرااااااااا من چی کم گذاشتم ازم یه قول خواسته بود منم کم نذاشتم چرا پشت کرد بم چرا تنهام گذاشت خدا شونه خالی کرد درصورتی که همیشه بهم میگفت کوه باشو شونه خالی نکن

خدا فقط ارت میخوام کمکم کنی که این وبلاگ که فقط یادی از اونو به خاطرم میاره کاری کنی زنده نگرش دارم

خدا خودت شاهد بودی بم بد کرد اما هرچی از اون بم برسه خوبه حتی اگه بم بگه هیچ علاقه ای بهت ندارممممممممممممم

 

تاریخ

جمعه سیزدهم اسفند 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:13:25

سلام مریهی

روزت مبارک عزیزم از ته دلم میگم دوست دارم

تاریخ

دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:20:34

سلام مریهی چطوری

مریهی یاد قسمم افتادم امدم یاداشت بزارم دلم برات تنگ شده هو روز میتونی بگو تا بیام با هم حرف بزنیم

بیا باشه مواظب خودت باش خدافظ

تاریخ

دوشنبه هجدهم بهمن 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:20:27

چرا مریهی

سلام مریهی خوبی

مریهی اخه من چیکار کنم که تو از دستم ناراحت نباشی منی که همه خواستم اینه که تو از دست من دلخور نشی سعی کردم حرفی یا کاری انجام ندم ولی تو زود از دستم ناراحت میشی اره حقم داری چون من بلد نیستم صحبت کنم اونکارایی که تو از من توقع داری من بلد نیستم ولی ........مگه تو نمیگی دوسم داری خوب بهم یاد بده

ولی میدونی چیه اخه من که بدش ۱۰۰ بار ازت معذرت میخوام دیگه چرا کوتاه نمیای فقط میدونم ته دلت این نبود انگار داشتی شوخی میکردی

مریهی باور کن جز خوشحالیت هیچی نمیخوام هر کاری ازم خواستی براش تلاشمو کردم ولی هرچی بخوای من همین علیم نه کم میشم نه زیاد نمیدونم منظورمو میفهمی یا نه ولی عشق بزرگتر از ایناست که ادم بخواد بخاطرش بحث کنه

مواظب خودت باشه همیشه تازگی خیلی مخصوصا سلامتی خودت و مادرت ملاحضشو بکن

خدافظ

تاریخ

جمعه هشتم بهمن 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:22:5

خیلی مخلصیم مریهی

سلام چطوری مریهی من خوبم فقط دلم زیادی برات تنگ شده

مریهی تو این فکرم که این روزارو چگونه سپری میکنی

بابت اینکه امروز نیومدم شرمنده اخه هر وقت امدم سر بزنم به وبلاگ کافی نت بسته بود بخاطر اینکه بارون میومد به هر حال شرمنده که نیومدم

مریهی باشه فردا میام گفتی ساعت ۴ اره باشه ۴ حتما میام

اره یه حرفایی هست که باید بهت بگم با اینکه خودمو نسبت بهت بد نام میکنم ولی نمیخوام چیزیو ازت پنهون کنم که در مورد خودم اتفاق میوفته

تو این هفته هم یه جریانی برام پیش امد اونم باید بگم

مریهی من مواظب خودم هستم توکل بر خدا توام خیلی مواظب خودت باش خانم مهندس

شما خیلی لطف دارید مارو دکتر خطاب میکنید

 

تاریخ

پنجشنبه هفتم بهمن 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:21:50

کاش امروز بتونی بیای

شلام شلام علیهیم

خدا نکنه قوربونم بری

اگه امروز تونستی ساعت ۵ تا ۷ هر ساعتی که برای تو راحته بیا با هم حرف بزنیم

آخ جوون آقای دکتر از ۱۶ ام میره دانشگاه

آقای دکتر علیهی اگه تشریف بردین دانشگاه یه وقتی منو فراموش نکنیاا

دلم خیلی تنگته علیهیم اگه بری دانشگاه ارتباطمون کم تر میشه؟؟

راستی علیهیم میخواستی یه چیزی بهم یگی یادته گفتی تو اون ۶ ماه یه کارایی کردی که میخوای بهم بگی

کاش زود تر بیای اینا رو بخونی که بیای

اگه هم نشد فردا ساعت ۴ تا ۶ اینا هر وقت تونستی بیا ولی کاش همین امروز بیای

کلی مواظب خودت باش آقای دکتر مخربون (مهربون نیستا مخربونه)

تاریخ

پنجشنبه هفتم بهمن 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:11:39

دوباره که خجالتم دادی

سلام قربونت برم

مریهی سلام میگم بابا ما کسی نیستیم مریهی بیا باهات کلی حرف دارم فردا نمیتونی یا جمعه امتحانات تموم نشده

راستی از ۱۶ این برج دارم میرم دانشگاه کلاسم شروع میشه برا منم دعا کن مریهی تو دانشگاه حواسم به درسم باشه

بیا تا ۱۶ هم نیومده

توام مواظب خودت باش عشقق

تاریخ

چهارشنبه ششم بهمن 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:22:7

آروم شدم

سلام علیهی

راستش خیلی آرومم کردی دلم برات تنگ شده کاش میومدی امروز باهات حرف میزدم میدونم نمیتونی

دارم درس میخونم شنبه مبانی کامپیوتر دارم

برام خیلی دعا کن دلم خیلی تنگته علیهیم

میدونم که همیشه به فکرمی تو خیلی آقایی خیلی هم ماهی

کلی مواظب خودت باش

تاریخ

چهارشنبه ششم بهمن 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:12:52

بهت حق میدم

سلام مریهی انشا... حالت خوب باشه

مریهی بهت حق میدم واقعا سخته شرایطت ولی تو محکم باش و راهتو ادامه بده از خدا کمک بخواه کمکت میکنه به خودش توکل کن

مریهی امشب دعا کن و از اقا بخواه که کمکت کنه مریهی نمیدونم الان چه حسی داری ولی نگرانتم منم بفکرتم نمیدونم چکار میکنی

مریهی فقط مواظب خودت باش احساساتت کار دستت نده از رو احساسات تصمیم نگیر باشه برات دعا میکنم

تاریخ

سه شنبه پنجم بهمن 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:14:33

بازم این دنیا

سلام علیهی

خیلی دلم پره واقعا اعصابم بهم ریخته است

حوصله ی درس خوندن هم ندارم نمیتونم با کسی هم حرف بزنم تو که منو میشناسی

دلم ازین دنیا خیلی گرفته

 

تاریخ

سه شنبه پنجم بهمن 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:12:25

منم نگرانتم

سلام مریهی

جز اینکه بهت حق بدم چی بگم مریهی داره اشکم در میاد واقعا سخته ولی تو مواظب خودت باش

مریهی پس چرا نمیای امتحانات تموم نشده دلم تنگ شده خیلی مریهی عکساتو بگیر دیگه طاقت ندارما

مواظب خودت باش

تاریخ

دوشنبه چهارم بهمن 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:20:39

سلام

امروز همه چی تموم شد بین مامان اینا رسمی شد

حالم خب نبود سر امتحان هم با استرس رفتم زیاد خوب ندادمش

دلم گرفته نمیدونم چی بگم

تاریخ

یکشنبه سوم بهمن 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:20:25

سلاممممممممممم

سلام مریهی چطوری من خوبم فقط دلم برات تنگ شده بخون موفق باشی ممنون که به یادمی

تاریخ

شنبه دوم بهمن 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:19:29

سلام حالت چطوره علیهی؟
من همچنان دارم درس میخونم این مبانی فناوری اطلاعاتم هنوز تموم نشده اومدم حالت رو بژرسم و باز برم سر درسم

تاریخ

شنبه دوم بهمن 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:15:0

سلام علیهی

سلام سلام علیهی

میسی شکر خدا خوبم دارم درس میخونم یک شنبه مبانی فناوری اطلاعات دارم برای کلاس آلمانیم هم باید درس بخونم

ممنونم منم همین طور

 

تاریخ

جمعه یکم بهمن 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:11:44

سلام مریهی تو کجایی حالت خوبه؟

مریهی ۲ روزه ازت خبر ندارما کجایی بیا من دلم برات تنگ شده بیا

تاریخ

جمعه یکم بهمن 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:9:47

افرین

سلام مریهی

تو همیشه موفقی افرین بهت گفتم مطمنم از تو که درستو میخونیو قبولی

مریهی ممنون که ناراحت نیستی فردا صبح نمیتونی بیای هر ساعتی که گفتی دلم خیلی برات تنگ شده بیا

تاریخ

چهارشنبه بیست و نهم دی 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:19:13

سلام

نه ناراحت نیستم

امتحان ریاضی ام رو هم خیلی خوب دادم خدا رو شکر راضی ام

 

تاریخ

چهارشنبه بیست و نهم دی 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:12:42

از دستم ناراحتی

مریهی سلام بخدا نتونستم بیام ظهر تو ایدیت اف گذاشتم که نمیام توروخدا از دستم ناراحت نشو

باشه خدافظ

تاریخ

سه شنبه بیست و هشتم دی 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:20:15

سلام مریهی خوبی

مریهی خیلی عالیه بازم به تو تو لیاقتت بیشتر از ایناست خوب کاری میکنی برو و ادامه بده منم میخهوام ادامه بدم زبانو یدوست دارم تو کتابخونه اسمش اقا مرتضاست تو مووسسه زبان کار میکنه یعنی تدریس میکنه داره برا دکترا زبان میخونه بم پیشنهاد کرد برم و ادامه بدم ای دسو پا شکسته بعضی اوقات تو پارک باش انگلیسی صحبت میکنم ولی میگه ادامه بده نیاز داری زبانو

مزیهی من بهت دروغ نگفتم تا حالا نمیخوامم بگم یه کارایی کردم تو اون ۶ ماه باید بهت بگم تا خبالم راحت بشه  ولی از دستم ناراحت نشو تورو خدا احساسات کار دستم داد

مریهی فردا ساعت ۶ فکر نکنم بتونم بیام سعیمو میکنم ولی ۲ به شکم نمیدونم بت بگم میام یا نه ولی تا ظهر خبرت میکنم با اینکه باید ببخشی

مریهی دلم خیلی بات حرف داره ولی سادش اینه که میگه خیلی دوست دارم خیلی همیشه ممنونتم

تورو خدا مواظب خودت باش

تاریخ

دوشنبه بیست و هفتم دی 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:21:36

سلام

سلام

امروز رفتم اسمم رو برای ترم کلاس آلمانیم نوشتم که ادامش بدم گفتم حیفه این ترم نرم به خاطر امتحانا

فردا هم ساعت ۱۰ امتحان ریاضی دارم دارم میخونم ولی هنوز ۵ فصل مونده

یعنی ۱۰ فصل بود الان شده ۵ فصل 

بعد از فردا تا یک شنبه امتحان ندارم یک شنبه هم امتحان مبانی فناوری اطلاعات دارم همش حفظیه با یه کتاب ۵۷۰ صفحه ای که تا حالا نخوندمش

فردا که امتحانم رو دادم کلاس دارم تا ساعت ۳:۳۰تا بیام خونه میشه ساعت ۵ اینا ژس همون ساعت ۶ بیا که با هم صحبت کنیم

مواظب خودت باش

تاریخ

دوشنبه بیست و هفتم دی 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:17:48

خجالتم نده

سلام مریهی ممنون وقتی تو خوبی منم خوبم

مریهی بازم شکر که امتحانتو خوب دادی تو درست خوبه مطمن هستم که همیشه موفقی ولی تورو خدا هیچ وقت خدایی ناکرده مغرور نشو باشه

دوباره مثل قدیما مریهی داریم به هم نزدیک میشیما احساسامونم مثل هم شده

مریهی ۳ شنبه بعد امتحانت بیایم با هم حرف بزنیم هر موقع تو راحتی بگو تا بیام ممنونم ازت

ذلم خیلی تنگ شده برات مواظب خودت باش

تاریخ

یکشنبه بیست و ششم دی 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:13:6

سلام علیهی امروزم امتحان فیزیکم رو دادم خیلی خوب بود خدا رو شکر بازم ممنون که برام دعا میکنی

امتحان بعدیم ۳شنبه است ریاضیه

مواظب خودت باش

تاریخ

یکشنبه بیست و ششم دی 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:11:59

کاش بودی

سلام علیهی میسی شکر خدا خوبم تو خوبی؟

اومدم بهت بگم الان تهران کلی برف اومده خیلی احساس خوبیه من همیشه برف رو خیلی دوست داشتم یه احساس پاکی داره آخی ممنون که تو هم گفتی الان جای من خالیه

نمیدونم چه جوری باید ازت تشکر کنم فقط میدونی ازین که همیشه این قدر به فکر منی خیلی ممنونم

دلم گرفته نمیدونم ....عجیبه دارم بازم درس میخونم کاش بودی و یکم باهات حرف میزدم

شاید این جوری بکم راحت میشدم تو هم همیشه شنوده ی خوبی هستی

به همه ی حرفام گوش میدی ........و آروم آروم دل داریم میدی ....

کاش بودی

تاریخ

شنبه بیست و پنجم دی 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:23:58

خدارو شکر

سلام عزیزم خوبی

مریهی خدارو شکر مریهی جات خالی خیلی کاش پیشم بودی داره برف میاد چقدر خوشگل میشد مریهی منم خیلی دلم برات تنگ شده

انشا.. بازم بقیه امتحانتم به امید خدا خوب بشه بخدا توکل کن باشه

خیلی مواظب خودت باش هوا سرده ها مواظب خودت باش سرما نخوری

تاریخ

شنبه بیست و پنجم دی 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:20:21

سلام علیهی امروز امتحان زبانم رو دادم خیلی خوب بود خداروشکر راضیم

ممنون که برام دعا کردی الانم دارم فیزیک میخونم فردا امتحان فیزیک دارم و سه شنبه هم امتحان ریاضی دارم

دلم برات تنگ شده

مواظب خودت باش

تاریخ

شنبه بیست و پنجم دی 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:16:7

برات دعا میکنم

سلام مریهی چطوری

مریهی من که از درس خسته نمیشه میشه .خانم مهندس بعدشم من برات دعا میکنم انشا... همشونو پاس میکنی من میدونم تو قبولی

ساعت ۱۰ قول میدم به یادت باشمو دعات کنم قول

مواظب خودت باشششششششش

تاریخ

جمعه بیست و چهارم دی 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:22:48

سلام علی

دارم درس میخونم فردا امتحان زبان دارم ساعت ۱۰ شروع میشه پس فردا هم فیزیک دارم

خوش به حالت واقعا که امتحان نداری

 

تاریخ

جمعه بیست و چهارم دی 1389

| |

نویسنده:مریهی علیهی ساعت:17:53

درباره

روز 10 تیر 1388 عشق خدایی علیهی و مریهی آغاز شد

پیوند های روزانه

بخش ها

طراح پوسته

persiadesign

.blogfa.com

طراحی قالب و لوگو

طراحی لوگو و پوسته

خانه . ایمیل . پروفایل

persiadesign

نویسندگان

مریهی علیهی

آرشیو

هفته چهارم مهر 1390
هفته چهارم فروردین 1390
هفته دوم اسفند 1389
هفته چهارم بهمن 1389
هفته سوم بهمن 1389
هفته دوم بهمن 1389
هفته اوّل بهمن 1389
هفته چهارم دی 1389
هفته سوم دی 1389
هفته چهارم آذر 1389
هفته دوم آبان 1389
هفته چهارم مهر 1389
هفته اوّل مهر 1389
هفته سوم شهریور 1389
هفته دوم شهریور 1389
هفته چهارم مرداد 1389
هفته دوم مرداد 1389
هفته اوّل مرداد 1389
هفته چهارم تیر 1389
هفته سوم تیر 1389
هفته دوم تیر 1389
هفته اوّل تیر 1389
هفته چهارم خرداد 1389
هفته دوم خرداد 1389
هفته اوّل خرداد 1389
هفته چهارم اردیبهشت 1389
هفته سوم اردیبهشت 1389
هفته دوم اردیبهشت 1389
هفته اوّل اردیبهشت 1389
هفته چهارم فروردین 1389
هفته سوم فروردین 1389
هفته اوّل فروردین 1389
هفته چهارم اسفند 1388
هفته سوم اسفند 1388
هفته دوم اسفند 1388
هفته اوّل اسفند 1388
آرشيو

لینک ها

آري من شكسته ام (مهدي)
(دختري در انتظار)روياي خسته ي من
من و تو
آره خودشه
خنده ي من از گريه غم انگيزتر است
دنيـــــــــاي زلال
رو به فردا

آخرين مطالب

همه چی خوب بود
سلامی بعد ار مدت ها
خدا سلامم


چرا مریهی
خیلی مخلصیم مریهی
کاش امروز بتونی بیای
دوباره که خجالتم دادی
آروم شدم

Ext